واجد على خان
101
علم الأبدان ( فارسى )
مخاطى و شعرى و خميرى و رملى و رمادى و علقى و دموى رسوب خراطى شبيه بقشر مىباشد قسمى قشرهاى مستعرض رقيق الجرم سپيد رنگست و دلالت مىكند اين نوع بر خراش مثانه و قسمى از ان قشرهاى مستعرض و اگنده و سرخ رنگست و آن دلالت مىكند بر خراش گرده و قسمى از ان صفايح قشرها كمرنگست و آن دلالت مىكند بر خراش اعضاى اصلى كه غير اعضاى بولاند و قسمى از خراطى رسوب صغير الاجزا سرخ رنگست و مسمىست بكرسنى و دلالت مىكند كرسى بر احتراق كه واقع شده باشد در اجزاى جگر و گرده و قسمى از خراطى رسوب صغير الاجزاست كه آن را سرخى نباشد مسمىست بنخالى و دلالت مىكند بنخالى بر جرب مثانه و رسوب ؟ ؟ ؟ دشيستى مشابه است بزر نيخ سرخ و ناميده مىشود دشيستى ؟ ؟ ؟ سويقى و اين دلالت مىكند بر احتراق خون و گداختن اعضا با جرب مثانه و رسوب لحمى سبب آن همانست آنچه سبب گرسنىست اعنى بر احتراق اجزاى جگر و گرده و رسوب دسمى دلالت مىكند بر گداختن اعضاى غير اصلى امّا رسوب مدى دلالت مىكند بر شگافتن قرحه و رسوب مخاطى دلالت مىكند بر خلط غليظ خام و رسوب شعرى پس سبب آن بسته شدن رطوبتست به صورت مستطيل مانند موى و رسوب خميرى مشابه باشد بيارههاى خمير كه به آب منقوع شود و اين هر دو دلالت مىكند بر ضعف معده و سوى هضم و رسوب دملى دلالت مىكند بر اينكه سنگريزه بسته است يا در بستنست و رسوب خاكسترى دلالت مىكند بر بلغم يا ريم كه عارض شده باشد و بسبب دير ماندن تغير رنگ در ان واقع شده و رسوب علقى و دموى پس اگر باشد رسوب مذكور شديد الممازجت اعنى به آب امتزاج اتم داشته باشد دلالت مىكند بر ضعف جگر و اگر شديد الممازجت نباشد دلالت مىكند بر جراحت مجراى بول چون مثانه و قضيت و معلوم باد كه خون بعد جدا شدن از موضع خود هرگاه حرارت غريزى خون سرد مىشود ميل بانجماد مىكند اگرچه اندرون بدن باشد و هرگاه از موضع خود برآمده به آب ممزوج شده برآيد درين حالت انعقاد خون ضروريست پس رسوب دموى غير علقى نباشد و از آنكه اين رسوب اكثر از مجارى بول مىباشد و گاهى از كبد و بندرت از ما فوق آن نيز مىباشد فرق بينهما ظاهر كردن ضرور پس اگر رسوب مذكور شديد الممارجت به آب باشد دلالت مىكند